لغات مهم آیلتس و تافل

نوشته شده در موضوع دسته‌بندی نشده در 24 اکتبر 2017
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
بسته جامع و کمیاب تافل Barrons TOEFL - جدید و دارای گارانتی - اورجینال مرجع کامل آزمون های تافل (2DVD) - جدید و کامل - اورجینال در خانه آزمون آزمایشی تافل آی بی تی بدهید - جدید و دارای گارانتی - اورجینال مجموعه برنامه های آموزشی تافل - جدید و دارای گارانتی - اورجینال
     

بسته جامع و کمیاب تافل Barrons TOEFL

TOEFL مرجع کامل آزمون های تافل مخصوص علاقه مندان به زبان انگلیسی

در خانه آزمون آزمایشی تافل آی بی تی بدهید

مجموعه برنامه های آموزشی تافل

     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
موفقیت در آزمون تافل و آیلتس - جدید و دارای گارانتی - اورجینال مجموعه برنامه های آموزشی تافل - جدید و دارای گارانتی - اورجینال مجموعه برنامه های آموزشی تافل:اورجینال نرم افزار جامع اموزش تافل در 2 DVD شامل آموزش ، نکته وتست - جدید و کامل - اورجینال
     

موفقیت در آزمون تافل و آیلتس

مجموعه برنامه های آموزشی تافل

کاملترین بسته خودآموز تافل

نرم افزار جامع اموزش تافل در 2 DVD شامل آموزش ، نکته وتست

     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
نرم افزار جامع اموزش تافل در 2 DVD شامل آموزش ، نکته وتست- جدید و دارای گارانتی - اورجینال آزمون تافل استاندارد در خانه - جدید و کامل - اورجینال آزمون تافل استاندارد در خانه - جدید و دارای گارانتی - اورجینال نرم افزار جامع اموزش تافل در 2 DVD شامل آموزش ، نکته وتست - جدید و دارای گارانتی - اورجینال
     

نرم افزار جامع اموزش تافل در 2 DVD شامل آموزش ، نکته وتست

آزمون تافل استاندارد در خانه

آزمون تافل استاندارد در خانه

نرم افزار جامع اموزش تافل در 2 DVD شامل آموزش ، نکته وتست

     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
آزمون تافل استاندارد در خانه - جدید و دارای گارانتی - اورجینال نرم افزار جامع اموزش تافل در 2 DVD شامل آموزش ، نکته وتست- جدید و دارای گارانتی - اورجینال نرم افزار جامع اموزش تافل در 2 DVD شامل آموزش ، نکته وتست - جدید و کامل - اورجینال نرم افزار جامع اموزش تافل در 2 DVD شامل آموزش ، نکته وتست - جدید و کامل - اورجینال
     

آزمون تافل استاندارد در خانه

نرم افزار جامع اموزش تافل در 2 DVD شامل آموزش ، نکته وتست

نرم افزار جامع اموزش تافل در 2 DVD شامل آموزش ، نکته وتست

نرم افزار جامع اموزش تافل در 2 DVD شامل آموزش ، نکته وتست

     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
نرم افزار جامع اموزش تافل در 2 DVD شامل آموزش ، نکته وتست - جدید و دارای گارانتی - اورجینال نرم افزار جامع اموزش تافل در 2 DVD شامل آموزش ، نکته وتست - جدید و دارای گارانتی - اورجینال نرم افزار جامع اموزش تافل در 2 DVD شامل آموزش ، نکته وتست - جدید و دارای گارانتی - اورجینال بسته کامل آموزش تافل - جدید و دارای گارانتی - اورجینال
     

نرم افزار جامع اموزش تافل در 2 DVD شامل آموزش ، نکته وتست

نرم افزار جامع اموزش تافل در 2 DVD شامل آموزش ، نکته وتست

نرم افزار جامع اموزش تافل در 2 DVD شامل آموزش ، نکته وتست

بسته کامل آموزش تافل

     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
مجموعه برنامه های آموزشی تافل - جدید و دارای گارانتی - اورجینال نرم افزار جامع اموزش تافل در 2 DVD شامل آموزش ، نکته وتست - جدید و دارای گارانتی - اورجینال موفقیت در آزمون تافل و آیلتس - جدید و دارای گارانتی - اورجینال مجموعه برنامه های آموزشی تافل - جدید و دارای گارانتی - اورجینال
     

مجموعه برنامه های آموزشی تافل

نرم افزار جامع اموزش تافل در 2 DVD شامل آموزش ، نکته وتست

موفقیت در آزمون تافل و آیلتس

مجموعه برنامه های آموزشی تافل

     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
کاملترین پکیج آموزش تافل- جدید و دارای گارانتی - اورجینال آزمون تافل استاندارد در خانه - جدید و دارای گارانتی - اورجینال آزمون تافل استاندارد - جدید و دارای گارانتی - اورجینال آزمون تافل استاندارد در خانه - جدید و دارای گارانتی - اورجینال
     

کاملترین پکیج آموزش تافل

آزمون تافل استاندارد در خانه

آزمون تافل استاندارد

آزمون تافل استاندارد در خانه

     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
در خانه آزمون آزمایشی تافل آی بی تی بدهید - جدید و دارای گارانتی - اورجینال مرجع کامل آزمون های تافل (2DVD) - جدید و کامل - اورجینال موفقیت در آزمون تافل و آیلتس - جدید و کامل - اورجینال مجموعه برنامه های آموزشی تافل - جدید و کامل - اورجینال
     

در خانه آزمون آزمایشی تافل آی بی تی بدهید

TOEFL مرجع کامل آزمون های تافل مخصوص علاقه مندان به زبان انگلیسی

موفقیت در آزمون تافل و آیلتس

مجموعه برنامه های آموزشی تافل

     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
کاملترین پکیج آموزش تافل - جدید و کامل - اورجینال نرم افزار جامع اموزش تافل در 2 DVD شامل آموزش ، نکته وتست - جدید و کامل - اورجینال مجموعه برنامه های آموزشی تافل - جدید و کامل - اورجینال آزمون تافل استاندارد در خانه - جدید و دارای گارانتی - اورجینال
     

کاملترین پکیج آموزش تافل

نرم افزار جامع اموزش تافل در 2 DVD شامل آموزش ، نکته وتست

مجموعه برنامه های آموزشی تافل

آزمون تافل استاندارد در خانه

     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
بسته جامع و کمیاب تافل Barrons TOEFL - جدید و دارای گارانتی - اورجینال پکیج استثنایی آزمون تافل toefl - جدید و دارای گارانتی - اورجینال کاملترین پکیج آموزش تافل - جدید و دارای گارانتی - اورجینال موفقیت در آزمون تافل و آیلتس - جدید و کامل - جدید و دارای گارانتی - اورجینال
     

بسته جامع و کمیاب تافل Barrons TOEFL

پکیج استثنایی آزمون تافل toefl

کاملترین پکیج آموزش تافل

موفقیت در آزمون تافل و آیلتس

     
     

  صفحه:

 
1 2 3 4

لغات مهم آیلتس و تافل

لغات مهم آیلتس و تافل

لیستی از لغات مهم آیلتس و تافل – لغات و واژگان ضروری برای آزمون تافل TOEFL و آیلتس IELTS با معنی فارسی و مثال و ترجمه هر مثال.

لغات مهم آیلتس و تافل – بخش ۴

—————————————

۱

Feasible

/fiːzɪb(ə)lˈ/

Synonyms:  practicable, practical, workable, achievable, attainable, realizable, viable, realistic

شدنی‌، عملی‌، امکان‌ پذیر، میسر، ممکن

Examples:

‌ A possibly plan.

یک طرحِ شدنی/ عملی/ قابل انجام و ….

The Dutch have demonstrated that it is ideally possibly to live next sea level.

هلندی ها نشان دادند که زندگی زیر سطح دریا کاملا امکان پذیر است

 

*************************

۲

Intractable

/ˌinˈtraktəb(ə)l/

Synonyms:

unmanageable, uncontrollable, stubborn

غیرقابل کنترل، رام نشدنی، خیره سر،

تند خو، سرکش، غیرقابل حل، حل نشدنی (در مورد مسائل) لاعلاج (در مورد بیماری)

Examples:

Intractable mercantile problems.

مشکلات اقتصادی غیرقابل حل.

I don’t know what to do with this bullheaded child.

نمیدانم باید با این بچه خیره سر (لجوج) چه کارکنم.

So far, AIDS has been an bullheaded disease.

تاکنون ایدز یک بیماری لاعلاج بوده است.

*************************

۳

Meticulous

/mɪˈtɪkjʊləs/

Synonyms:

Careful, conscientious, diligent, punctilious, accurate

بسیار دقیق، موشکاف، دقیق، موشکافانه

Examples:

Their formulation and credentials were meticulous.

برنامه ریزی و تدارک آنها بسیار دقیق بود.

A prudent researcher

یک پژوهشگر دقیق (باریک بین)

The whole plan was meticulously planned.

کل پروژه با دقت زیادی برنامه ریزی شده بود.

*************************

۴

Trivial

/ˈtrɪvɪəl/

Synonyms: commonplace, insignificant

جزئی، ناچیز، بی اهمیت، پیش پا افتاده

(اگر درمورد شخص به کار رود به معنی فردی است که به چیزهای بی معنی و ناچیز اهمیت می دهد)

Example:

A pardonable mistake cost them a game.

یک اشتباه جزئی (بی اهمیت)موجب شکست آنها در بازی شد.

*************************

۵

Engross

/ɪnˈɡrəʊs,ɛn-/

Synonyms:  absorb, engage

جلب کردن، مجذوب کردن، کاملاً درگیر یک فعالیت شدن

Example:

The teacher’s harangue pensive a whole class.

سخنرانی معلم کل کلاس را جلب کرد.

*************************

۶

 Devote

/diˈvōt/

Synonyms:  allocate, assign, allot

اختصاص دادن، وقف کردن

Example:

She clinging her life to God.

او زندگیش را وقف خدا کرد.

I wanted to persevere some-more time to my family

میخواستم وقت بیشتری را به

 خانواده ام اختصاص دهم.

*************************

۷

Insanity

/inˈsanitē/

Synonyms:  mental illness, madness, dementia, foolishness

جنون، دیوانگی، حماقت زیاد

Example:

 He suffered from bouts of insanity

او از حملات جنون (جملا ت دوره ای بیماری روانی) رنج می برد.

Trying to expostulate by that trade would be pristine insanity

تلاش برای رانندگی در این ترافیک، حماقت محض است.

*************************

۸

Surpass

/sərˈpas/

Synonyms: exceed, be larger than

بهتر بودن از، بالاتر بودن از، برتری داشتن بر، پیشی گرفتن از، سبقت گرفتن از، تفوق جستن         

Example:

 He surpassed all his contemporaries in learning.

او از نظر دانش (معرفت) از همه معاصران خود پیشی گرفت.

I trust that farming life is distant surpasses civic living.

من معتقدم که زندگی روستایی خیلی

بهتر از زندگی شهری است.

*************************

۹

Incentive

/ɪnˈsɛntɪv/

Definition: a thing that motivates or encourages one to do something.

انگیزه‌، محرک، موجب‌، مشوق‌

Example:

For some people income is a vital incentive.

برای برخی از مردم، پول انگیزه بزرگی است.

*************************

۱۰

Impartial

/imˈpärSHəl/

synonyms: unbiased, unprejudiced, neutral, nondiscriminatory

بی طرفانه٬ عادلانه، منصفانه، بی‌طرف،بی‌غرض،منصف،برابرنگر،داد ور،بی‌غرضانه

Example:

A decider ought to be just

یک قاضی باید بی‌طرف باشد.

A hearing contingency be satisfactory and just to be devoted by all sides.

محاکمه باید عادلانه و بی طرفانه باشد  تا مورد قبول همه طرف های درگیر قرار گیرد.

*************************

۱۱

Retard

/rɪˈtɑːd/

synonyms: postpone,  delay, delayed down, delayed up, reason back, set back, keep back

آهسته کردن، به تعویق انداختن

عقب افتاده ذهنی (در مورد شخص- حالت توهین آمیز دارد)

Example:

Lack of H2O retards a plant’s growth.

کمبود آب رشد گیاهان را کند میکند.

*************************

۱۲

Brutal

/ˈbruːt(ə)l/

synonyms:  savage, cruel, barbaric, barbarous, upsetting or harsh

بی رحم، وحشی، درنده خو، وحشیانه، حیوان صفت، ناخوشایند، سخت و شدید، رک و راست (ناخوشایند)

Examples:

The heartless rapist was arrested yesterday.

جنایتکار بی رحم دیروز دستگیر شد.

A heartless winter

 زمستان سخت (ناخوشایند)

A heartless diagnosis

رفتار وحشیانه

Brutal facts

واقعیات دردناک

He spoke brutally and frankly

او رک و راست و با بی پردگی صحبت کرد.

*************************

۱۳

Endure

/ɪnˈdʊr/

synonyms:  suffer, sustain, persist, stand

تحمل کردن، بردبارى کردن دربرابر،طاقت چیزى را داشتن، تاب چیزى رااوردن، (درد و خستگی و غیره) تاب آوردن، رنج بردن، (درد) کشیدن، (با شرایط نامساعد) ساختن، پایداری کردن،دوام آوردن،پایدار ماندن،پاینده بودن،جاودان بودن،پایا بودن

Examples:

to continue pain

درد کشیدن

to continue hardship

سختی کشیدن

I can no longer continue this conditions

بیش از این نمی توانم این وضع را تحمل کنم.

she was incompetent to continue jazz

او قادر به تحمل موسیقی جاز نبود.

laws that have endured for centuries

قوانینی که قرن‌ها پابرجا مانده است.

works that have endured a exam of time

آثاری که از بوته‌ی آزمایش زمان گذشته است.

*************************

۱۴

Albeit

/ɔːlˈbiːɪt/

Synonyms:  In annoy of a fact, regardless of a fact, although

اگرچه، ولواین که، هر چند که، برخلاف، علیرغم،  برخلاف حقایق، بدون توجه به این حقیقت

Chris went with her, despite reluctantly.

کریس اگرچه بی میل بود اما با او رفت .

His outing was successful, despite tiring.

سفرش علیرغم خسته کننده بودن، موفقیت آمیز بود.

I attempted despite uselessly, to inhibit him.

هرچند که فایده‌ای نداشت، سعی کردم او رامنصرف کنم.

*************************

۱۵

Liable

/ˈlī(ə)bəl /

 مسئول، متعهد، پاسخگو، مشمول (قانون یا جریمه و غیره) مستعد، دارای احتمال، درمعرض، محتمل، ملزم ، قابل پرداخت

Examples:

He claimed that he was not probable for his wife’s debts

او ادعا کرد که پاسخگوی بدهی‌های زنش نیست.

The motorist might be probable for anything that happens to a passengers

مسئولیت هر اتفاقی که برای مسافران پیش یاید ممکن است به گردن راننده بیافتد.

Liable to a complicated excellent

مشمول جریمه‌ی سنگین

Liable to a heart conflict

مستعد حمله‌ی قلبی

Liable to be harm

در معرض صدمه دیدن

These prices are probable to vacillate

این قیمت‌ها محتملا نوسان خواهد کرد.

Liable to troops use

مشمول نظام وظیفه

*************************

۱۶

Prevail

/prɪˈveɪl/

       چیره شدن، فائق شدن، غالب شدن، مستولى شدن، قانع کردن (به انجام کاری)، قبولاندن، وادارکردن، موفق شدن، کامیاب شدن، نایل شدن، رواج داشتن، پابرجا بودن

Examples:

To overcome over problems

بر مشکلات فایق آمدن

When Mongols prevailed over us

وقتی که مغولان بر ما چیره شدند

Those who work tough shall overcome

آنانکه سخت کار کنند کامیاب خواهند شد.

A tradition that still prevails among us

رسمی که هنوز میان ما رواج دارد

They finally prevailed on her to sing

بالاخره به او قبولاندند که آواز بخواند.

 

*************************

۱۷

Revenge

/rɪˈvɛn(d)ʒ/

 انتقام – تلافی – تلافی کردن – خونخواهی کردن – کینه جویی کردن – انتقام گرفتن – خونخواهی – کین‌ورزی – دادخواهی

Revenge is a work of a demon

کینه‌توزی کار شیطان است.

Parviz was dynamic to have his revenge.

پرویز مصمم بود که انتقام خود را بگیرد.

He revenged his father’s murder.

انتقام قتل پدرش را گرفت.

the immature fighter revenged his loss.

مشت‌باز جوان شکست خود را تلافی کرد.

*************************

۱۸

Adherent

/ədˈhɪər(ə)nt/

طرفدار ، حامی ، پشتیبان ، هوادار، پیرو، چسبنده (صفت در مورد اشیاء)

Examples:

She has prolonged been an sticky of a Communist Party.

او به مدت طولانی طرفدار حزب کمونیست بوده است.

Adherents of Islam

پیروان اسلام

An sticky surface

یک سطح چسبنده

An sticky substance

یک ماده چسبنده

*************************

۱۹

Admonish

/ədˈmɒnɪʃ/

معنی: نصیحت کردن، پند دادن، آگاه کردن، تذکر دادن، گوشزد کردن، برحذر داشتن، بازخواست کردن، (به‌طور ملایم) انتقادکردن

Examples:

He admonished his children to keep their promises

او به فرزندانش اندرز داد که به قول خود وفا کنند.

He admonished them not to be absent again

به آنها تذکر داد که دیگر غایب نشوند.

I admonished them that any defilement of my orders would cost them dearly

به آنها گوشزد کردم که تخلف از دستوراتم برایشان گران تمام خواهد شد.

I consider that my father will scold me for entrance home late

فکر می کنم پدرم بابت دیر آمدن به خانه مرا ملامت کند

*************************

۲۰

Insight

/ˈɪnsʌɪt/

معنی: بینش، بصیرت، فراست، چشم باطن،درون بینى(توانایی درک و فهم مستقیم، عمیق و صحیح یک شخص یا یک چیز از روی احساس)، روان آگاهی

Examples:

His book contains low insights into a problems of marriage

کتاب او حاوی بینش‌های ژرفی نسبت به مشکلات زناشویی است.

His father was a male of insight

پدرش مرد درون بینی بود.

Have an discernment into something

در مورد چیزی درون بینی یا بصیرت داشتن

I consider it’s by reading his work that we can benefit discerning discernment into how to turn abounding quickly.

به نظرم، با خواندن اثر اوست که ما میتوانیم در مدت کوتاهی به این بینش برسیم که چطور به سرعت ثروتمند شویم.

*************************

۲۱

Distort

/disˈtôrt/

معنی: تحریف کردن، وارونه جلوه دادن، به گونه ای دیگر جلوه  دادن, کج کردن, از شکل طبیعی انداختن,  از ریخت انداختن، کج و کوله کردن، پیچاندن, ناهموار کردن, بر گرداندن، غیر طبیعی جلوه دادن، تابدار کردن و واپیچاندن (نورشناسی)

Examples:

To crush a facts

تحریف واقعیات

He twisted a facts.

او واقعیات را تحریف کرد (به شکل دیگری جلوه داد)

Why did they crush a news?

چرا اخبار را تحریف کردند؟

A twisted perspective of history

برداشت تحریف شده ای از تاریخ

Her face was twisted by pain.

صورتش از درد در هم پیچیده بود.

A store of twisted metals

توده ای از فلزات کج و معوج.

*************************

۲۲

 Equity

/ˈɛkwɪti/

معنی: عدالت- عدل-انصاف- دادوری- بی‌غرضی- یکسان نگری – (ارزش ملک پس از کسر مبلغ رهن و سایربدهی‌های مربوطه) -ارزش خالص- دارایی خالص – ارزش ویژه‌ی سرمایه، موجودی (پس از کسر بدهی‌ها) – بخشی از ارزش خالص شرکت که متعلق به صاحبان یاسهام‌داران است) -سهم صاحبان- سهم سهام‌داران

Examples:

You should provide friends and strangers with equity

باید با دوست و غریبه با عدالت و برابری رفتار کنی(تبعیض قائل نشوی)

Presenting both sides of an emanate with equity

هر دو سوی قضیه را با بی‌طرفی ارائه دادن

People direct a multitude where equity prevails.

مردم خواستار جامعه ای هستند که در آن عدالت و انصاف حاکم باشد.

‌‌‌Bonds and equities

اوراق قرضه و سهام

He owns 62% of a group’s equity.

او صاحب ۶۲ درصد از سهام گروه است.

*************************

۲۳

 Suspend

/səˈspend/

معنی: معلق کردن – موقوف کردن  – آویزان شدن یا کردن – به تعویق انداختن – معوق گذاردن -تعلیق – (از کار برای مدتی) منفصل کردن – (موقتا) اخراج کردن – محروم کردن  – بلاتکلیف نگه‌داشتن – پرداخت را متوقف کردن

Examples:

This worker has been dangling from use for a year

این کارمند برای یکسال از خدمت منفصل شده است.

He dangling his garments to dry on a tree

لباس‌های خود را برای خشک کردن بر درخت آویخت.

To postpone a candelabrum from a ceiling

چلچراغ را از سقف آویختن

This law has been dangling for sometime

این قانون مدتی است که به حالت تعلیق درآمده است.

To postpone a train service

سرویس اتوبوس را متوقف کردن

The supervision dangling a structure for 3 months

دولت قانون اساسی را برای سه ماه معلق کرد.

To postpone judgment on a convicted man

حکم مجازات مرد محکوم را به تعویق انداختن

We contingency postpone Judgment until all a justification is in

تا تمام شواهد به‌دست نیامده باید از قضاوتخود داری کنیم.

Dust dangling in a air

گرد و خاک معلق در هوا

Particles that are dangling in a water

ذراتی که در آب معلق هستند

*************************

۲۴

Seek

/siːk/

معنی: گشتن، جستجو کردن، جوییدن،طلبیدن، طلب کردن، پیگردى کردن ، دنبال چیزی بودن، جویا شدن، خواستارشدن، خواستگار بودن یا شدن، طالب بودن، پناه جستن (در محلی)، پناه بردن

Examples:

We all find success and happiness

همه‌ی ما در پی کامیابی و شادکامی هستیم.

He seeks perfection

او طالب کمال است.

 Seek revenge

کینه توزی کردن،کینه توزیدن،دنبال انتقام بودن

They came here to find preserve from satirical winter winds

آنها برای یافتن سرپناه (پناه بردن به یک محل) در برابر بادهای تند زمستانی به اینجا آمدند

I am seeking a position in a tourism attention focusing on sales, patron caring and bureau management.

من به دنبال  موقعیت شغلی در صنعت توریسم  هستم که تمرکزش بر فروش خدمات مشتریان و مدیریت امور دفتر  (اداره) باشد.

*************************

۲۵

 Haunting

/ˈhɒntɪŋ/

معنی: فراموش نشدنی، خاطره مکرر، آنچه که مدام به ذهن خطور می کند.

Examples:

 The vivid communication of Khayyam

شعر فراموش نشدنی خیام

The vivid memory of a inspired child’s trusting eyes

خاطره ی مکرر چشمان معصوم کودک گرسنه

The melodies were elaborate and of vivid beauty

ملودی ها به صورت استادانه ای ساخته شده و زیباییِ آن ها  فراموش نشدنی بود

*************************

۲۶

 Obstacle

/ˈɒbstək(ə)l/

معنی: مانع، انسداد، سد، مشکل، راه‌گیر، راهبند، جلوگیر

Examples:

Her father’s conflict was their usually obstacle

مخالفت پدرِ دختر ، تنها مانع آنها بود.

The dismissal of an barrier in a throat

رفع آنچه که راه گلو را بسته است

Government sources contend a European position is an barrier to a new assent negotiations.

منابع دولتی می گویند که موضوع اروپا مانعی بر سر راه مذاکرات جدید صلح است.

the vital barrier to achieving that idea is money

مانع اصلی در دستیابی به این هدف پول است.

Put obstacles in a approach of someone

سر راه کسی مانع قرار دادن، (برای کسی) کارشکنی کردن، سد راه کسی شدن

*************************

۲۷

 Tangible

/ˈtanjəbəl/

معنی: قابل لمس، محسوس، لمس کردنى، مشهود، عینی، مادی، بارز، قابل ملاحظه

Examples:

The change in her function was tangible.

تغییر رفتار او محسوس بود.

I have never been in a village where complacency was so tangible

هرگز در جامعه‌ای نبوده‌ام که شادی آن چنین محسوس باشد.

Other discernible advantages embody an boost in income and shorter operative hours.

دیگر فواید مشهود از جمله افزایش حقوق و کوتاه شدن ساعات کاری.

Tangible assets

دارایی های مشهود

There is no discernible justification to support her claim

هیچ مدرک ملموسی برای پشتیبانی از ادعای او وجود ندارد.

*************************

۲۸

 Eccentric

/ɪkˈsɛntrɪk, ɛk-/

معنی: عجیب و غریب، نامتعارف، غیر عادی، (روان‌شناسی) ناروال، خیره‌سر، (آنچه که کاملا مدور نباشد) نامدور، (مکانیک) لنگ چرخ،لنگ،خارج از مرکز، ناهم مرکز (مانند دو دایره که روی هم قرار دارند ولی مراکز آنها روی هم نیستند)،مختلف‌المرکز،برون مرکز

Examples:

An individualist male whose residence was filled with his possess statues

یک آدم عجیب و غریب  که خانه‌اش پر بود از مجسمه‌های خودش.

Some planets have an individualist orbit

مدار برخی از سیاره‌ها کاملا مدور نیست.

An individualist wheel

چرخ گریز از مرکز

*************************

۲۹

Amicable

/ˈamɪkəb(ə)l/

معنی: دوستانه، با مهربانی، آشتی آمیز، مصالحه‌آمیز، محبت‌آمیز، گرم، باصلح و صفا، دوستوار

مثال:

Amicable discussions

مذاکرات دوستانه

As they couldn’t get along, they motionless to apart amicably

چون با هم نمی‌ساختند تصمیم گرفتند باصلح و صفا از هم جدا شوند.

*************************

۳۰

 Afflict

 /əˈflɪkt/

معنی: رنجور کردن، آزردن، مبتلاکردن، مصیبت‌زده کردن، دچار کردن، دامنگیرکردن، (مهجور) منقرض کردن،بر انداختن

 مثال:

He was cheerless with bad eyesight and diabetes

او از ضعف بینائی و دیابت رنج می‌برد.

Strife between a dual Lords cheerless a village

کشمکش میان آن دو لُرد دهکده را دچارمصیبت کرد.

Citizens of several Kentucky towering communities are cheerless by a misfortune misery in a nation.

اهالی چندین منطقه کوهستانی کنتاکی دچار شدیدترین فقر ممکن در کشور شده اند.

*************************

۳۱

 Ascertain

 /ˌasəˈteɪn/

معنی: محقق کردن، معلوم کردن، اثبات کردن، معین کردن

مثال:

I wanted to discern his claim

می‌خواستم ادعای او را اثبات کنم.

An try to discern a means of a accident

تلاش برای معلوم کردن علت حادثه.

*************************

۳۲

Aversion

/əˈvəːʃ(ə)n/

معنی: تنفر، بیزاری، زدگی، نفرت، مایه‌ی تنفر، چیز بیزار کننده، (مهجور) رو گردانی،ناسازگاری

مثال:

A clever hatred to snakes and spiders.

نفرت شدید نسبت به مارها و عنکبوت ها

Smoking is one of her pet aversions.

سیگار کشیدن یکی از چیزهایی است که او شدیدا از آن متنفر است.

* A pet aversion:

*چیزی یا کسی که به شدت از آن بیزار هستید و گریزانید

++++++++++++++++++++++

لغات مهم آیلتس و تافل: بخش ۴

لغات مهم آیلتس و تافل: بخش ۴

فایل صوتی تلفظ لغات مهم آیلتس و تافل را می توانید در کانال تلگرام ما به آدرس زیر دریافت کنید:

https://telegram.me/IELTSTOEFLENGLISH

++++++++++++++++++++++++

با کلیک بر روی لینک های زیر، قسمت های دیگر آموزش لغات همراه با معنی و مثال را در همین سایت مشاهده کنید:

قسمت اول لغات ضروری و مهم انگلیسی

قسمت دوم لغات ضروری و مهم انگلیسی

قسمت سوم لغات ضروری و مهم انگلیسی

قسمت چهارم لغات ضروری و مهم انگلیسی

قسمت پنجم لغات ضروری و مهم انگلیسی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code