واژگان آیلتس تافل - لغات و واژگان مهم و ضروری IELTS TOEFL با معنی و مثال خرید اینترنتی

خانه درباره استاد ارتباط با ما تلفن: ۷۷۸۳۲۲۸۱(۰۲۱) ایمیل به ما صفحه فیسبوک صفحه اینستاگرام کانال تلگرام گوگل پلاس صفحه پینترست صفحه لینکداین کانال یوتیوب کلاس خصوصی آیلتس IELTS تافل TOEFL جی آر ای GRE پی تی ای PTE Business English درباره آزمون ها آزمون آیلتس IELTS آزمون تافل TOEFL آزمون جی آر ای GRE آزمون GMAT جی مت آزمون ناتی NAATI آموزش قسمت اول نکات آیلتس نمونه writing آیلتس نمونه Speaking آیلتس لغات و واژگان اصطلاحات گرامر قسمت دوم جملات و عبارات کاربردی اشتباهات رایج فارسی زبانان نامه نگاری نمونه مکالمات قسمت سوم کلمات مشابه دردسرساز نمونه Writing افعال انگلیسی اسامی انگلیسی قسمت چهارم سوالات کنکور با پاسخ متن انگلیسی با ترجمه جملات زیبا دو زبانه تصاویر آموزشی دانلود منابع دانلود منابع آیلتس IELTS دانلود منابع جی آر ای GRE دانلود منابع تافل TOEFL دانلود جزوات آموزش انگلیسی کارنامه شاگردان استاد تالار گفتگو info@ielts-toefl-tehran.


com 77832281(021) - 09194231954 خانه درباره استاد ارتباط با ما تلفن: ۷۷۸۳۲۲۸۱(۰۲۱) ایمیل به ما صفحه فیسبوک صفحه اینستاگرام کانال تلگرام گوگل پلاس صفحه پینترست صفحه لینکداین کانال یوتیوب کلاس خصوصی آیلتس IELTS تافل TOEFL جی آر ای GRE پی تی ای PTE Business English درباره آزمون ها آزمون آیلتس IELTS آزمون تافل TOEFL آزمون جی آر ای GRE آزمون GMAT جی مت آزمون ناتی NAATI آموزش قسمت اول نکات آیلتس نمونه writing آیلتس نمونه Speaking آیلتس لغات و واژگان اصطلاحات گرامر قسمت دوم جملات و عبارات کاربردی اشتباهات رایج فارسی زبانان نامه نگاری نمونه مکالمات قسمت سوم کلمات مشابه دردسرساز نمونه Writing افعال انگلیسی اسامی انگلیسی قسمت چهارم سوالات کنکور با پاسخ متن انگلیسی با ترجمه جملات زیبا دو زبانه تصاویر آموزشی دانلود منابع دانلود منابع آیلتس IELTS دانلود منابع جی آر ای GRE دانلود منابع تافل TOEFL دانلود جزوات آموزش انگلیسی کارنامه شاگردان استاد تالار گفتگو لغات پرکاربرد / مطالب آموزشی واژگان آیلتس تافل – لغات و واژگان مهم و ضروری IELTS TOEFL با معنی و مثال توسط ielts-toefl-tehran · مرداد ۲۰, ۱۳۹۶ واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل – لغات و واژگان مهم و ضروری IELTS TOEFL با معنی و مثال: ————————————– Immense /ɪˈmɛns/ عظیم، بسیاربزرگ، سترگ، سهمگین، تنومند، پهناور، بى اندازه، گزاف، بیکران، پهناور، وسیع، کلان، بسیار خوب، ممتاز، عالى، کلان مثال: The cost of restoration has been immense هزینه بازسازی بسیار زیاد شده است Immense difficulties مشکلات بی اندازه The Amazon forest is immense جنگل آمازون عظیم است ————————————– Obviate /ˈɒbvɪeɪt/ معنی: رفع کردن، رفع نیاز کردن، بر طرف کردن، غیر ضروری کردن مثال: The death of the accused obviated the need for a trial.


مرگ متهم نیاز به محاکمه را بر طرف کرد The new treatment obviates the need for surgery.


درمان جدید، نیاز به جراحی را رفع کرد ————————————– Inimitable /ɪˈnɪmɪtəb(ə)l/ غیر قابل تقلید، بى مانند، بى رقیب، بى نظیر، تقلید ناپذیر، اقتباس ناپذیر (از شدت خوبی) مثال: Saadi’s inimitable style سبک تقلید ناپذیر سعدی His performance on the tennis court was inimitable, and he won three championships.


عملکرد او در زمین تنیس بی نظیر بود و او سه بار در مسابقه قهرمانی پیروز شد ————————————– Renowned /rɪˈnaʊnd/ معنی: مشهور، معروف، پرآوازه، نام دار مثال: He is a renowned pianist.


او یک پیانیست مشهور است Professor Michael is renowned for his work on artificial plasma.


پروفسور مایکل، برای کار بر روی پلاسمای مصنوعی، شهرت دارد ————————————– Salvation /salˈveɪʃ(ə)n/ رستگاری، رهایی نجات، آمرزش مثال: In this hour, socialism is the only salvation for humanity در این زمان، سوسیالیسم تنها راه نجات بشریت است She believes that religion is the only way to eternal salvation او باور داردکه مذهب یگانه راه رستگاری ابدی است He gives alms for the salvation of his father’s soul به خاطر آمرزش روح پدرش صدقه می‌دهد The key to the country’s economic salvation کلید رهایی اقتصادی کشور ————————————– Assent /əˈsɛnt/ معنی: موافقت کردن، رضایت دادن، پذیرش، موافق بودن، رضایت مثال: They all assented to the proposition همه‌ی آنان به پیشنهاد نظر موافق دادند.


The prime minister acted with the full assent of the president نخست وزیر با توافق کامل رییس جمهور عمل می‌کرد.


To give one’s assent رضایت دادن He gave his assent eagerly او مشتاقانه رضایت داد (موافقت کرد) ————————————– Assiduous /əˈsɪdjʊəs/ سختکوش،کوشا،با پشتکار، پیگیر،ساعی مثال: he studied law assiduously او با پشتکار به مطالعه‌ی حقوق پرداخت The government has been assiduous in the fight against inflation.


دولت در مبارزه با تورم دقیق و کوشا بوده است ————————————– Embody /ɪmˈbɒdi,ɛm-/ معنی: مجسم کردن، دارای جسم کردن، متضمن بودن، تن بخشیدن، مظهر چیزی بودن، نمایانگر چیزی بودن،گنجاندان، در بر داشتن مثال: The day when souls will becomeembodied again روزی که ارواح دوباره تندار خواهند شد (به تن های خود حلول خواهند کرد).


In Greek art, love was embodied as Cupid در هنر یونان عشق به صورت کیوپید مجسم می‌شد A speech which embodied democratic ideals نطقی که نمایانگر آرمان‌های دموکراتیک بود He latest findings embodied in the new book آخرین کشفیاتی که در کتاب جدید گنجانده شده است This model embodies many new features این مدل ویژگی های متعدد زیادی را در بر می گیرد ————————————– Remiss /rɪˈmɪs/ بی توجه، بی قید، بی مبالات، غفلت کار، سست، قصور کننده، فروگذار، سهل انگار، فراموشکار :مثال They are remiss in the performance of their duties.


آنها در انجام وظایفشان سهل انگار هستند He is remiss in paying his debts.


او در پرداخت بدهی‌های خود اهمال می‌کند You have been very remiss.


شما خیلی قصور کرده‌اید ————————————– Remedy /ˈrɛmɪdi/ درمان، علاج، مداوا، چاره، راه حل،اصلاح کردن، ترمیم کردن، بازسازی کردن، چاره کردن مثال: Herbal remedies for aches and pains داروهای گیاهی برای تیر کشیدن و درد The government’s remedy for discontent was jail and execution راه حل دولت در مقابل نارضایی، زندان واعدام بود The latest remedy for strengthening the country’s economy آخرین چاره برای تقویت اقتصاد کشور Some cardiac insufficiencies cannot be remedied برخی از نارسایی‌های قلبی را نمی‌توان درمان کرد We need time to remedy our social ills برای اصلاح عیوب اجتماعی خود نیاز به زمان داریم ————————————– Perpetual /pəˈpɛtʃʊəl,-tjʊəl/ همیشگی، ابدی، جاوید، جاودانی، ابدی، بی وقفه، دائم، مداوم، پیوسته مثال: The perpetual torment of sinners in hell زجر ابدی گناهکاران در جهنم The perpetual noise of cars and city trains صدای لاینقطع اتومبیل‌ها و ترن‌های شهری The perpetual source of my inspiration منبع همیشگی الهام من Jack is tired of his mother’s perpetual nagging.


جک از غرولند دائمی مادرش خسته شده است ————————————– Adroit /əˈdrɔɪt/ ماهر، زرنگ، زبر دست، زیرک، چابک، چالاک، تردست، چیره دست مثال: Jack is quite adroit at making beautiful pottery جک در ساختن ظروف سفالی زیبا، کاملا مهارت دارد Mahmood was adroit at flattering others محمود در تملق‌گویی از دیگران مهارت داشت his adroitness in solving problems زبردستی او در حل مسائل ————————————– Pertinent /ˈpəːtɪnənt/ وابسته، مربوط، وارد، بجا، جور، شایسته، مقتضى مثال: Pertinent to the matter under discussion مربوط به مطلب مورد بحث.


Your question was not pertinent پرسش شما نامربوط بود Data pertinent to federal aid داده‌های وابسته به کمک دولت فدرال His criticisms are as pertinent today as they were a hundred years ago انتقادات او امروزه همانقدر وارد است که صد سال پیش  بود Your question was not pertinent.


پرسش شما نامربوط بود The lawyer wanted to know all the pertinent details.


وکیل می خواست تمام جزئیات ذیربط را بداند ————————————– Prosecute /ˈprɒsɪkjuːt/ تحت پیگرد قرار دادن پیگیری کردن، دنبال کردن، تحت تعقیب (قانونی) قراردادن مثال: They prosecuted them for fraud.


آنها را به‌خاطر کلاهبرداری تحت تعقیب قراردادند Drunken drivers should be prosecuted.


رانندگان مست باید تحت پیگرد قانونی قرار گیرند The general prosecuted the war with vigor ژنرال ،جنگ را با قدرت ادامه داد (دنبال کرد) To prosecute a war with dedication جنگ را با از خود گذشتگی پیگیری کردن ————————————– Nobility /nə(ʊ)ˈbɪlɪti/ نجابت، اشرافیت، شرف، اشرافیون، اشراف، نجبا، شرافت، شرافتمندی، بزرگ منشی، بزرگواری، جلال، شکوه، عظمت، برجستگی، ناموری، نیک نامی،  اصالت، خوبی، نیکی، برتری، ارزشمندی مثال: A man of true nobility مردی واقعا بزرگوار The nobility of gold برتری طلا The nobility of Saadi’s prose خوبی نثر سعدی The nobility of these acts of courage عظمت این اعمال شجاعت آمیز Titles of nobility عنوان‌های اشرافی A street where many of the nobility reside خیابانی که بسیاری از اشراف در آن زندگی می‌کنند ————————————– Pillage /ˈpɪlɪdʒ/ معنی:‌ غارت، چپاول، یغما، غارتگری، مال غارت شده،  چاپیدن، غارت کردن، تاراج کردن، یغماگری کردن مثال: The pillage and massacre of the town’s inhabitants غارت و قتل عام سکنه‌ی شهر They were committing highway robbery and hiding their pillage in a cave آنان راهزنی می‌کردند و اموال چپاول شده را در غار پنهان می‌نمودند Pirates pillaged the town دزدان دریایی شهر را غارت کردند Governments that pillage their own people دولت‌هایی که ملت خود را می‌چاپند (غارت می کنند) ————————————– Jeopardy /ˈdʒɛpədi/ معنی: مخاطره، خطر، خطرِ شکست یا از دست دادن، خطرِ صدمه مثال: To be in jeopardy.


در معرض خطر بودن Her carelessness may put her job in jeopardy.


ممکن است بی‌دقتی او شغل او را به مخاطره بیاندازد  His health was in jeopardy.


سلامت او در معرض خطر بود ————————————– Perceptible /pəˈsɛptɪb(ə)l/ (به سختی یا خیلی ضعیف) محسوس، مشهود، قابل درک، دریافتنی، بینش پذیر، ادراک پذیر مثال: There was a barely perceptible movement in his right arm.


بازوی راست او حرکتی داشت که به سختی قابل مشاهده بود A perceptible improvement in working standards.


بهبود محسوس در استانداردهای کار A perceptible change in his behavior.


تغییر محسوس در رفتار او Perceptible sounds in the night.


صداهای (صدای ضعیف) قابل درک در شب ————————————– Potent /ˈpəʊt(ə)nt/ معنی: نیرومند، قدرتمند، مقتدر، پرقدرت، پراقتدار،زورمند، پرتوان، قانع کننده، مجاب کننده، محکم، متین، موثر، کاری، (مرد) دارای توان جنسی مثال: A potent king پادشاه مقتدر Potent weapons سلاح‌های نیرومند A potent argument استدلال قانع کننده A potent drink مشروب قوی A potent medicine داروی موثر (اثر قوی) This tea is too potent این چای خیلی پررنگ (یا قوی) است ————————————– Conceive /kənˈsiːv/ آبستن شدن، بارور شدن، بسته شدن نطفه، به فکر خطور دادن، اندیشیدن، در فکرپروردن، تصور کردن، تخیل کردن، معتقد بودن، باور داشتن، درک کردن، فهمیدن، برداشت کردن، بیان کردن مثال: His wife is not able to conceive زن او نمی‌تواند آبستن بشود I was conceived (by my mother) in the month of Bahman مادرم در بهمن ماه مرا آبستن شد she was conceived when her father was 49.


زمانی که پدرش ۴۹ ساله بود، مادرش او را حامله شد It was then that I conceived the idea of running away در آن هنگام بود که فکر فرار به مغزم خطورکرد He could not conceive of such an accident happening to him او تصور نمی‌کرد که چنین حادثه‌ای برایش روی دهد We could not conceive that someday we would need him ما نمی‌توانستیم باور کنیم که روزی به او نیازمند خواهیم شد I cannot conceive why he did it نمی‌توانم بفهمم چرا این کار را کرد ————————————– Deplete /dɪˈpliːt/ یک فعل است به معنی: خالی کردن،تهی کردن (معدن، ذخایر و منابع، بودجه و …)، به ته رسانیدن، تحلیل بردن، فرسودن، کاستن، کم شدن، کم‌توان کردن  اسم: Depletion (تخلیه، نقصان، تقلیل، تهی سازی، کاهش، ته کشیدن) مثال: Too much walking depleted our energy.


پیاده روی زیاد نیروی ما را تحلیل برد.


The world’s oil reserves will be depleted in a few decades.


تا چند دهه‌ی دیگر ذخایر نفت جهان تحلیل خواهد رفت.


Tissues depleted of vitamins.


بافت‌های فاقد ویتامین The depletion of the world’s natural resources.


ته کشیدن دخایر طبیعی جهان The depletion of underground water supplies.


خالی شدن ذخایر آب زیرزمینی Increased expenditure has caused a depletion in our capital/funds.


افزایش هزینه باعث ته کشیدن سرمایه/ بودجه ما شده است ————————————– Compatriot /kəmˈpatrɪət , kəmˈpeɪtrɪət/ معنی: هم میهن، هم وطن مثال: Her compatriots in academia.


هموطنان او در آکادمی Many of his compatriots were killed in the war.


بسیاری از هموطنان او در جنگ کشته شدند ————————————– Mesmerize /ˈmɛzmərʌɪz/ معنی: هیپنوتیزم کردن، هیپنوتیزم شدن، میخکوب کردن، مبهوت کردن، درجای خودخشک شدن،  مسحور کردن، شیفته کردن مثال: They were mesmerized by her performance.


عملکرد او آنها را میخکوب (مبهوت) کرد The first time I saw Diana I was mesmerized by her beauty.


اولین باری که دیانا را دیدم، شیفته زیبایی او شدم (زیبایی او مرا مسحور و جادو کرد) ————————————– Treasure /ˈtrɛʒə/ معنی: گنج، گنجینه، گرامی داشتن، گنجینه اندوختن، گرانبها و با ارزش، اندوختن، چیزی را با دقت و به خوبی نگهداری کردن (چون از نظر فرد گرانبها و باارزش است) مثال: Pirates buried their stolen treasure with a detailed map to retrieve it late.


دزدان دریایی گنج دزدیده شده خود را همراه با یک نقشه مفصل و دقیق دفن کردند تا دوباره آن را به دست آورند My mother gave me the ring and I’ll treasure it always.


مادرم حلقه را به من داد و من همیشه مثل یک گنج با ارزش از آن نگهداری خواهم کرد I will always treasure the memory of the nights we spent together خاطره‌ی آن شب‌هایی را که با هم گذراندیم همیشه گرامی خواهم داشت To treasure gold زر اندوختن ————————————– Pursue /pəˈsjuː/ معنی: تعقیب کردن، دنبال رفتن، پیگرد کردن، رد (کسی را) رفتن، دنبال کسی گذاشتن، پیگیری کردن، دنبال کردن، در پی چیزی بودن، ادامه دادن، پاپی شدن، رها نکردن، ول نکردن مثال: The police pursued and captured the motorcyclists پلیس موتور سیکلت سواران را تعقیب و دستگیر کرد The cat pursued the mouse گربه موش را تعقیب کرد Mehran did not know what profession to pursue مهران نمی‌دانست دنبال چه حرفه‌ای برود Some people pursue only spiritual goals برخی مردم فقط در پی هدف‌های معنوی هستند To pursue success دنبال موفقیت بودن He was pursued by bad luck بخت بد او را رها نمی‌کرد To pursue my dreams دنبال کردن رویاهایم ————————————– Defer /dɪˈfəː/ معنی: به تاخیر انداختن، (به بعد) موکول کردن، معوق کردن، طفره رفتن، تسلیم شدن (به میل یا داوری دیگری)، تمکین کردن،سرفرود آوردن،گردن نهادن،ملاحظه‌ی کسی را کردن (معمولا با: to)، (خدمت نظام) معافیت موقت گرفتن، (تاریخ آغاز خدمت نظام را) عقب انداختن مثال: He deferred his departure او رفتن خود را به تاخیر انداخت The loan repayment is deferrable until Norooz بازپرداخت وام تا نوروز قابل تعویق است Deferred payment (خرید کالا) خرید قسطی،خرید به شرط پرداخت در آینده She always deferred to the wishes of her husband او همیشه تسلیم خواسته‌ی شوهرش بود She wanted me to jump first and I deferred او می‌خواست که من اول بپرم و من قبول کردم (تسلیم خواسته او شدم) ————————————– Disgrace /dɪsˈɡreɪs/ معنی: رسوایى، ننگ، فضاحت، سیه رویى، بى آبرویى، بدنامی، از چشم افتادگی، مغضوبیت، مورد کم لطفی قرار گرفتن، بی‌مهری کردن، مغضوب کردن، از چشم انداختن، مایه‌ی ننگ،مایه‌ی بدنامی،چیز رسواکننده مثال: The softness of your skin disgraces the petals of the rose لطافت پوست تو گلبرگ‌های گل سرخ را شرمگین می‌کند Their divorce fight ended in disgrace for all کشمکش طلاق آنها منجر به آبروریزی برای همه شد You are a disgrace to the human race! تو مایه‌ی ننگ بشریت هستی‌! His behavior disgraced his family رفتار او خانواده‌اش را بدنام کرد * Be in disgrace with از چشم افتادن، مغضوب بودن، مورد بی‌مهری بودن، روسیاه بودن He was in disgrace both with his parents and with his teachers او از چشم والدین و معلم‌هایش افتاده بود When in disgrace with fortune and men’s eyes… (شکسپیر) هنگامی که در نظر مردمان و سرنوشت رو سیاه باشم ————————————– Incognito /ˌɪnkɒɡˈniːtəʊ/ معنی: ناشناس، مجهول الهویه، بانام مستعار، با هویت یا لباس مبدل، به طور ناشناس، ناشناخته مثال: Shah Abbas went to the Jewish district incognito شاه عباس به طور ناشناس به محله ‌ی یهودیان رفت The skull that had remained incognito for decades جمجمه‌ای که چندین دهه ناشناخته مانده بود ————————————– Urgent /ˈəːdʒ(ə)nt/ معنی: فورى، ضرورى، (نیاز و غیره) مبرم، اصرارکننده، اضطراری، پا فشار، اهل اصرار و ابرام، مصر، سمج مثال: He was urgent in his demands نسبت به خواسته‌های خود پافشاری می‌کرد An urgent lover عاشق سمج The urgent need for medicine نیاز مبرم به دارو Urgent appeals for help درخواست‌های اضطراری برای کمک An urgent message پیام فوری ————————————– Reputation /rɛpjʊˈteɪʃ(ə)n/ معنی: شهرت، اعتبار،آبرو، آوازه، حیثیت، نیکنامی،حسن شهرت مثال: To damage someone’s reputation به شهرت کسی آسیب زدن A bad reputation بدنامی To lose one’s reputation نام نیک خود را از دست دادن His reputation spread all over Europe نیکنامی او در سرتاسر اروپا پیچید.


He saved the reputations of several ladies آبروی چندین خانم را حفظ کرد * Have the reputation of به چیزی معروف بودن،شهرت (چیزی را) داشتن He has the reputation of being intelligent او به باهوش بودن معروف است ————————————– Nourish /ˈnʌrɪʃ/ معنی: تغذیه کردن،خوراندن، خوراک دادن،خوراک رسانی کردن،قوت دادن، پروردن، پرورش دادن، پروردن مثال: Different foods nourish the human body غذاهای مختلف بدن انسان را تغذیه می‌کنند Milk is a nourishing drink شیر یک نوشیدنی مغذی است Blood nourishes the tissues خون به بافت‌ها غذا رسانی می‌کند For years, she had nourished the thought of a trip abroad سال‌ها آرزوی سفر خارج را در سر پرورده بود His poetry nourished in us the dream of liberty اشعار او خواب و خیال آزادی را در ما پرورش داد Heroin addiction nourishes other criminal activities اعتیاد به هروئین دیگر فعالیت‌های تبهکارانه را تقویت میکند (به شیوع دیگر فعالیت های مجرمانه کمک میکند) My parents were trying to nourish in us a sense of responsibility and honesty والدینم می کوشیدند حس وظیفه شناسی و درستکاری را در ما پرروش بدهند ————————————– Adamant /ˈadəm(ə)nt/ معنی:  سمج، یک دنده، تزلزل ناپذیر، مستحکم، زوال‌ناپذیر، ناشکستنی، همیشه استوار، بسیار سخت، پایدار، مقاوم، تسلیم‌ناپذیر، مُصر، جسم جامد و سخت مثال: We told him not to resign, but he remained adamant به او گفتیم استعفا ندهد ولی سماجت نشان داد He was adamantly opposed to new taxes سرسختانه با مالیات‌های جدید مخالف بود ————————————– Ample /ˈamp(ə)l/ معنی: فراوان، مفصل، پر، بیش از اندازه، وافر، سرشار، بیش از حد لزوم، زیاده  کافی، بسنده، فراخ، پهناور، وسیع، جادار، گشاد مثال: There is an ample supply of food.


خوراک فراوان در دسترس است He has ample time to study.


او وقت زیاد برای مطالعه دارد This skirt is not ample enough.


این دامن به اندازه‌ی کافی گشاد نیست There is ample time for discussion.


وقت کافی برای بحث و گفتگو هست It is amply clear that he is not interested in buying the house.


پرواضح است که مایل به خرید خانه نیست He had placed his hands over his ample stomach دستانش را روی شکم گنده‌اش قرار داده بود ————————————– Opponent /əˈpōnənt/ معنی: حریف، رقیب، طرف مقابل (به ویژه در جنگ و مسابقه و انتخابات ومباحثه)، دشمن، مخالف، ضد مثال: He beat his opponent in five rounds او در پنج راند رقیب خود را شکست داد He is running ahead of his democratic opponent او از حریف دموکرات خود جلو است He was a fierce opponent of communists او مخالف سرسخت کمونیست‌ها بود Her political opponents مخالفان سیاسی او ————————————– Debase /dɪˈbeɪs/ معنی:‌ پست کردن، خوار کردن، خفیف کردن،کم ارج کردن، دون کردن، فرومایه کردن، عیب دار کردن، پایین آوردن مثال: Greed had debased his character حرص و آز شخصیت او را پست کرده بود The quality of life is debased by such governmental policies چنین سیاست‌هایی از جانب دولت،کیفیت زندگی (مردم) را پایین می‌برد * Debasement دون سازی، خوارسازی، پست سازی، تحقیر * Debase oneself خود را خوار و خفیف کردن Don’t debase yourself by asking for money! با درخواست پول خودت را خوار و خفیف نکن‌! ————————————– با کلیک بر روی لینک های زیر، قسمت های دیگر آموزش واژگان آیلتس تافل همراه با معنی و مثال را در همین سایت مشاهده کنید قسمت اول لغات ضروری و مهم انگلیسی قسمت دوم لغات ضروری و مهم انگلیسی قسمت سوم لغات ضروری و مهم انگلیسی قسمت چهارم لغات ضروری و مهم انگلیسی قسمت پنجم لغات ضروری و مهم انگلیسی   واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل واژگان آیلتس تافل  واژگان آیلتس تافلواژگان آیلتس تافل در صورت تمایل می توانید این مطلب را در شبکه های اجتماعی زیر به اشتراک بگذارید Share on Facebook Share Share on TwitterTweet Share on Google Plus Share Share on Pinterest Share Share on LinkedIn Share Send email Mail Share برچسب‌ها: 504 لغت با معنی و مثالIELTS VocabularyTOEFL VocabularyVocabulary for TOEFLآموزش زبان انگلیسیلغات 504لغات ۵۰۴ با معنی و مثاللغات IELTSلغات toeflلغات آزمون آیلتسلغات آزمون تافللغات آيلتسلغات آیلتسلغات آیلتس با مثال و ترجمهلغات آیلتس با معنیلغات انگلیسیلغات انگلیسی با معنیلغات پرکاربرد انگلیسیلغات تافللغات تافل با مثال و ترجمهلغات تافل با معنیلغات ضروری آيلتسلغات ضروری آیلتسلغات ضروری انگلیسیلغات ضروری تافللغات کاربردیلغات کاربردی انگلیسیلغات کتاب 1100لغات مهملغات مهم آیلتسلغات مهم انگلیسیلغات مهم انگلیسی با مثال و ترجمهلغات مهم تافللغت انگلیسی با مثال و معنیلغت و معنیمعنی لغتواژگان آیلتسواژگان تافلیادگیری انگلیسی ielts-toefl-tehran تدریس خصوصی و نیمه خصوصی تکنیک های آزمون های بین المللی آیلتس IELTS ، تافل TOEFL ، جی آر ای GRE و آموزش مکالمات تجاری و مکاتبات بازرگانی زبان انگلیسی در تهران.


مطالب مرتبط جملات شرطی در زبان انگلیسی – Conditional sentences بهمن ۱, ۱۳۹۴ تفاوت Among و Between در زبان انگلیسی آذر ۷, ۱۳۹۴ پسوند Suffix – انواع پسوندها Suffixes در انگلیسی دی ۲۹, ۱۳۹۴ ۲ دیدگاه‌ دیدگاه‌ها2 بازتاب‌ها0 خرید فالوور اینستاگرام گفت: آبان ۲, ۱۳۹۶ در ۳:۰۲ ب.


ظ تو زمینه ای که فعالیت میکنید جزو بهترین سایت ها هستید.


پاسخ ielts-toefl-tehran گفت: آبان ۱۹, ۱۳۹۶ در ۹:۵۲ ق.


ظ ممنون دوست عزیز پاسخ پاسخ دهید لغو پاسخ نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.


بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند * دیدگاه نام * ایمیل * وبسایت ورود / عضویت در تالار گفتگو ورود نام‌کاربری: کلمه‌عبور: مرا به یاد داشته باش ورود نام نویسی فراموشی گذرواژه  کلیک کنید👈 اگر به دنبال کسب نمره بالا و موفقیت در آزمون آیلتس IELTS هستید 👉 کلیک کنید دسته‌ها اخبار (۴) دانلود منابع آزمون ها و جزوات زبان انگلیسی (۴) درباره آزمون ها (۶) آزمون پی تی ای PTE آکادمیک (۱) دوره های فشرده و کلاس های خصوصی (۵) قسمت اول (۳) کلاس های خصوصی (۲۲) Business English (2) آیلتس IELTS (8) پی تی ای PTE (1) تافل TOEFl (4) جی آر ای GRE (4) جی مت GMAT (1) ناتی NAATI (1) مطالب آموزشی (۸۳) اسامی (۲) نام اعضای خانواده (۱) نام ماه های میلادی و معادل فارسی آنها (۱) اشتباهات رایج فارسی زبانان (۳) اصطلاحات (۸) افعال (۵) Phrasal verbs (3) افعال پرکاربرد (۱) جملات و عبارات کاربردی (۱۵) عبارات پرکاربرد Writing تافل (۱) عبارات کاربردی در مکالمات تلفنی (۱) سخنان حکیمانه (۱) سوالات زبان انگلیسی کنکور دکترا و ارشد (۱) کلمات مشابه دردسرساز (۵) گرامر (۱۸) Adverbs – قیدها (۳) پسوندها و پیشوندها (۲) حروف اضافه – Prepositions (4) ساختار جمله انگلیسی (۱) نکات گرامری (۸) لغات پرکاربرد (۶) متن انگلیسی با ترجمه (۱) نامه نگاری (۴) عبارات کاربردی در نامه نگاری (۲) نامه نگاری آیلتس (۱) نمونه نامه (۱) نمونه Writing (3) نمونه مکالمات (۴) مکالمات تلفنی (۲) مکالمات کوتاه انگلیسی (۱) مکالمه در هتل (۱) نکات آیلتس (۶) نمونه Speaking آیلتس (۱) نمونه writing آیلتس (۳) نمونه رایتینگ آیلتس تسک ۱ آکادمیک (۱) نمونه رایتینگ آیلتس تسک ۲ (۲)  کلیک کنید👈 اگر به دنبال کسب نمره بالا و موفقیت در آزمون آیلتس IELTS هستید 👉 کلیک کنید نوشته‌های تازه ساختار آزمون پی تی ای PTE – انواع سوالات و فرمت پی تی ای آکادمیک PTE Test Format کلاس خصوصی پی تی ای PTE در تهران – آمادگی آزمون و آموزش تکنیک های پی تی ای آیلتس خصوصی – انواع سوالات بخش listening آزمون آیلتس IELTS رایتینگ آیلتس آکادمیک تسک ۱ – نمونه رایتینگ – IELTS Academic Writing Sample Task 1 نمونه اسپیکینگ IELTS – نمونه IELTS Speaking – نمونه اسپیکینگ آیلتس نمونه رایتینگ آیلتس تسک ۲ – Sample essays for IELTS writing task 2 نمونه اسپیکینگ آیلتس IELTS Speaking Sample نمونه رایتینگ آیلتس تسک دو ۲ – نمونه مقاله آیلتس IELTS model essay sample Task 2 واژگان آیلتس تافل – لغات و واژگان مهم و ضروری IELTS TOEFL با معنی و مثال جی آر ای GRE چیست ؟ ساختار آزمون جی آر ای GRE – GRE مخفف چیست ؟  کلیک کنید👈 اگر به دنبال کسب نمره بالا و موفقیت در آزمون آیلتس IELTS هستید 👉 کلیک کنید پیوندها نگارش پایان نامه - پروپوزال - مقاله - تایپ - ترجمه با کیفیت عالی و مناسب ترین قیمت همسریابی خرید بازدید دسترسی به مجلات و مقالات علمی تبادل لینک هوشمند دانلود آهنگ جدید تبادل لینک اتوماتیک و رایگان تبادل لینک رایگان سایت تفریحی سرگرمی ثبت لینک در لینک سرا تبادل لینک با سایت پربازدید دایرکتوری تبادل لینک رایگان آگهی رایگان،آگهی ویژه،سایت آگهی 7 ستاره لینک دار فروشگاه ایران سی سی تی وی دانلود آهنگ سایت همسریابی طراحی سایت تبادل لینک تالار پذیرایی دانلود آهنگ خرید پسته تبادل لینک اتوماتیک تبادل لینک رایگان ساخت وبلاگ رایگان تبادل لینک خودکار تبادل لینک دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد نگارش CV و SOP جهت اخذ پذیرش تحصیلی - مرکز اپلای تهران آموزشگاه زبان انگلیسی فاروس کلاس خصوصی آیلتس تافل و جی آر ای ما را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید درباره ما وب سایت آیلتس-تافل-تهران، تحت مدیریت بهروز اسدبیگی استاد با سابقه و برگزار کننده کلاس های خصوصی و نیمه خصوصی آمادگی آیلتس IELTS ، تافل TOEFL، جی آر ای GRE، زبان تجاری Business English در تهران، و با هدف آموزش زبان انگلیسی ایجاد شده است.


شماره دفتر مرکزی: 77832281-021 شماره همراه: 09194231954 معرفی سایت های مفید 👇 سایت اپلای تهران 👇 www.


apply-tehran.


com خدمات نگارش و تصحیح رزومه، توصیه نامه، CV و انگیزه نامه جهت اخذ پذیرش تحصیلی ————————————- 👇 سایت زبان تجاری تهران 👇 www.


tehran-business-english.


com برگزار کننده کلاس های خصوصی آموزش مکالمات و مکاتبات تجاری انگلیسی ————————————- 👇 سایت مترجم همزمان 👇 www.


interpreterpersian.


com خدمات ترجمه همزمان تلفنی و در محل برای اهداف تجاری ————————————- 👇 سایت بهروز آکادمی 👇 www.


behrouzacademy.


com ارائه مطالب آموزشی در تمامی زمینه ها نوشته های محبوب سخنان حکیمانه / مطالب آموزشی English Quotes جملات زیبای انگلیسی با معنی فارسی ۳۰ آبان, ۱۳۹۴ ساختار جمله انگلیسی / گرامر / مطالب آموزشی جمله واره یا Clause چیست ? – انواع جمله واره یا Clause ۶ بهمن, ۱۳۹۴ حروف اضافه - Prepositions / گرامر / مطالب آموزشی کاربرد صفت ها با حرف اضافه – حروف اضافه صحیح برای کاربرد صفات انگلیسی در جملات ۹ شهریور, ۱۳۹۵ Adverbs - قیدها / گرامر / مطالب آموزشی قیدهای تکرار در انگلیسی – Adverbs of frequency ۲۹ دی, ۱۳۹۴ آخرین نوشته های سایت آزمون پی تی ای PTE آکادمیک / درباره آزمون ها / مطالب آموزشی ساختار آزمون پی تی ای PTE – انواع سوالات و فرمت پی تی ای آکادمیک PTE Test Format ۲۳ بهمن, ۱۳۹۶ پی تی ای PTE / دوره های فشرده و کلاس های خصوصی / کلاس های خصوصی کلاس خصوصی پی تی ای PTE در تهران – آمادگی آزمون و آموزش تکنیک های پی تی ای ۱۶ بهمن, ۱۳۹۶ آیلتس IELTS / قسمت اول / مطالب آموزشی / نکات آيلتس آیلتس خصوصی – انواع سوالات بخش listening آزمون آیلتس IELTS ۱۶ بهمن, ۱۳۹۶ تمامی حقوق محفوظ و متعلق است به وب سایت آموزش زبان انگلیسی استاد بهروز اسدبیگی error: شما اجازه کپی برداری از مطالب این سایت را ندارید

:: Article source ::

http://ielts-toefl-tehran.com/واژگان-آیلتس-تافل/